داستان هایی از چرایی آموزش ارتباط موثر

چرایی ارتباط موثر

شاید این سؤال برای شما پیش بیاید که چرا ما باید ارتباط مؤثر را یاد بگیریم؟ یادگیری ارتباط مؤثر و چگونگی ارتباط برقرار کردن با دیگران، می‌تواند در تمام ابعاد زندگی ما تأثیر بگذارد. در رابطه با والدین، همسر، فرزند، دوست و همکار، رئیس و تمام کسانی که ما در مسیر زندگی خود با آن‌ها در ارتباط هستیم. حتی برقراری یک ارتباط خوب و تأثیرگذار می‌تواند سرنوشت و آینده‌ی ما را تغییر دهد. حتما اکثر ما برای مصاحبه‌ی استخدامی و شغلی که دوست داریم به شرکت‌ها و سازمان‌ها مراجعه کرده‌ایم یا در آینده مراجعه خواهیم کرد و یا برای بستن قرارداد به تناسب شغلمان قرار می‌گیریم یا خواهیم گرفت و یا حتی در موقعیت خواستگاری از دختر مورد علاقه‌ی خود و یا تحت تأثیر قرار دادن پسری که فاکتورهای همسر آینده‌ی ما را دارد مواجه شده‌ایم یا می‌شویم و موقعیت‌های بسیار دیگر که خود بیش‌تر به آن آگاه هستید. دانستن چگونگی برقراری ارتباط و دانستن ارتباط مؤثر باعث می‌شود ما در رسیدن به هدف خود آگاهانه و نتیجه‌بخش عمل کنیم و میزان موفقیت خود را در نتیجه‌ی ارتباطی که برقرار می‌کنیم ۸۰ درصد افزایش دهیم.

داستان ۱

می‌خواهم قصه‌ی خودم را در پر کردن پرسشنامه‌های پایان‌نامه ارشدم بازگو کنم. اکثر ما درگیر نوشتن پایان‌نامه و قسمت سخت آن، پر کردن پرسشنامه بوده‌ایم. در این قسمت دردناک پایان‌نامه که برای من دردناک‌تر هم بود ولی همراه با اتفاقات خوبی شد که این جریان را برایم شیرین کرد و شیرینی آن به واسطه‌ی ارتباط مؤثر و تأثیرگذاری بود که داشتم.
پرسشنامه‌ها باید توسط نمایندگان شرکت‌های خارجی تکمیل می‌شد و من برای پیدا کردن این شرکت‌ها در یک روز بارانی پاییزی راهی نمایشگاه متافو تهران شدم. این نمایشگاه مربوط به سازمان صنعت، معدن و تجارت بود و از کشورهای مختلف در این نمایشگاه شرکت کرده بودند. با مطالعاتی که در زمینه‌ی ارتباط مؤثر داشتم و با توجه به مهارت شناخت تیپ شخصیتی افراد از یک صبح تا عصر همان روز بارانی دل‌انگیز توانستم رضایت پنج شرکت خارجی را برای ارسال پرسشنامه‌ی خود از طریق ایمیل بگیرم تا آن‌ها با اشتراک‌گذاری پرسشنامه‌ی من با نمایندگان خود در کشورهای مختلف آن را تکمیل کنند. اتفاق خوبی که برای من در این روز افتاد تکمیل پرسشنامه‌ها نبود بلکه دعوت یکی از این پنج شرکت به نام اتو یونکر آلمان در همایش بین‌اللملی دو روزه با حضور هشت کشور خارجی بود که در بیزینس‌ واردات صادراتی که فعالیت می کردم ارتباطات بسیار خوبی را باعث شد و علاوه بر آن پیشنهاد استخدامی از طرف مدیرعامل این شرکت، که برای من علی‌رغم عدم اعتقاد به حوزه‌ی استخدامی، بسیار خوشایند بود. این تنها یکی از مثال‌های دانستن ارتباط مؤثر و عمل کردن به آن است؛ علمی که به ما یاد می‌دهد چگونه یک ارتباط خوب در یک برخورد می تواند ادامه‌دار شده و موقعیت ایجاد کند.
همه‌ی ما می‌توانیم گفتگو و ایجاد ارتباط کنیم ولی برای ایجاد ارتباط و یا استمرار ارتباط لازم است صحبت کردن خود را از لحاظ کیفی و کمی ارتقا بخشیم.

این مقاله را هم بخوانید  سومین عامل برقراری ارتباط موثر "آگاهی و شناخت دیگران "

 

داستان  ۲

دوستی داشتم که به خاطر ضعف شدید در برخورد با همسر و خانواده‌ی همسرش، با این خانواده به مشکلات جدی برخورده و درخواست طلاق داده بود. من که کاملا به مشکل او واقف بودم از او خواهش کردم تنها دو ماه با آموزش ارتباط مؤثر و چگونگی صحبت کردن در زمان‌های مختلف بنا به درخواست‌ها و حتی انتقاد‌هایی که دارد عمل کند و اگر نتیجه ندید و مطمئن شد که اشکال از خودش نیست، موضوع طلاق خود را پیگیری کند. او به خاطر فرزندش این شانس را به خود داد و تنها با یادگیری ارتباط مؤثر و چگونگی برقراری ارتباط و پیاده کردن آن در زندگی شخصی، طعم خوشایند زندگی را چشید. دوست عزیز من با بازخوردی که از رفتار مناسبش می‌گرفت خیلی راحت پذیرفت که اشکال کار از خودش بوده و اکنون در کانون صمیمی خانواده که با بها دادن به یادگیری و آموزش و عمل به آن آموزش‌ها داد اکنون در حال تجربه کردن یک زندگی متفاوت و زیبا است.

 

داستان  ۳

مدیر شبکه‌ی یکی از سازمان‌های دولتی را می‌شناسم که معمولا دیر سر کار خود حاضر می‌شود، با این وجود همیشه از انجام کارها و وظایف کارمندانش مطمئن است و به عنوان یک مدیر نمونه و توانمند در سیستم کلی این شبکه شناخته شده است. در یک گفتگو، علت این وضعیت او را جویا شدم که چگونه به واسطه‌ی دولتی‌بودن شغلش و محدودیت هایی که وجود دارد هر زمان که بخواهد سر کار حاضر می‌شود و کارمندانش وظایف خود را به خوبی و دلسوزانه انجام می‌دهند؟
جوابی که او به من داد این بود:
«من کارمندانم را مجبور به کاری که نمی‌خواهند نمی‌کنم. وظایف آن‌ها را مشخص می‌کنم ولی در موضوعاتی مثل ساعت ورود و خروج و امثالهم سخت‌گیری نمی‌کنم.
برای من کیفیت انجام وظایف آن‌ها سر موعد مورد نظر، احترام و برطرف کردن مسأله ارباب رجوع با کم‌ترین کاغذبازی ممکن و این‌که هر زمان از اداره می‌خواهند می‌توانند خارج شوند ولی نباید کار نیمه‌تمام داشته باشند. هنگام همدلی با آن‌ها همدلی می‌کنم و در برخورد با مشکل، تا جایی که در توانم هست به آن‌ها یاری می‌رسانم.
رابطه‌ی من با همکارنم بیش‌تر یک رابطه‌ی دوستانه است تا مدیر و زیردست. آن‌ها من را دوست دارند و هیچ احساس اجباری در انجام وظایف خود نمی‌بینند بلکه با لذت آن را با کیفیت انجام می‌دهند چون از سمت من مورد ارزیابی قرار نمی‌گیرند و در صورتی که سیستم توسط مقامات مافوق مورد ارزیابی قرار بگیرد من به عنوان مدیر، مسؤولیت فعالیت‌های صورت گرفته را می‌پذیرم و در صورت بروز اشتباهی در عملکرد کارمندان، مسؤولیت پاسخ‌گویی را شخصا می‌پذیرم و این باعث وفاداری کارمند به من و انجام دادن وظایفش بدون اجبار می‌شود و اگر حتی اختلالی در انجام کار خود داشته باشند خود دلیل آن را برای من عنوان می‌کنند و تقاضای زمان بیش‌تر برای اتمام کار دارند که در زمان مشخص هم انجام می‌دهند.»
در حقیقت دوست من از تئوری انتخاب که در فصل‌های آتی توضیح خواهم داد استفاده می‌کند. این مثال را این‌جا به خاطر اثرگذاری یک ارتباط مؤثر در یک سیستم اداری و تأثیر آن در روند و کیفیت کار زدم که چقدر ارزش نهادن به انسان‌ها در هر جایگاه و موقعیتی در هر سیستمی چه پیامدها‌ی مثبتی می‌تواند داشته باشد.

این مقاله را هم بخوانید  سه عامل مهم در برقراری ارتباط موثر

 

داستان ۴

یا مدیرعامل یکی از کارخانه‌های بزرگ تولید مواد غذایی برایم از همگامی و توجه به کارگرانش می‌گفت: «به واسطه‌ی بیماری تنفسی یکی از کارگران در خط تولید اختلال ایجاد شده بود. او را فراخواندم و به جای تهدید و بازخواست، علت کم‌کاری‌اش را جویا شدم. او از بیماریش گفت و این‌که حدس می‌زد حساسیت به خاطر بو و مواد آن قسمت باشد. پست او را عوض کردم و در جریان کار او و حالش بودم. در فاز دیگر هم همین داستان ادامه داشت و دیگر او سر کارگر سابق من نبود. وضعیت تنفسی‌اش روز به روز بدتر می‌شد. او را خواستم و به او گفتم به درمان جدی خود بپردازد و من را در نتیجه‌ی درمان خود قرار دهد بنابراین هر بار برای تمدید مرخصی نامه‌ای از پزشک برای من می‌آورد که من از یکی از نامه‌هایش متوجه شدم او به سرطان سیستم تنفسی مبتلا شده بود. به خاطر هزینه‌ی درمان بالا کمک مالی زیادی به او کردم ولی متاسفانه بعد از شش ماه او از دنیا رفت. از این خوشحالم که من مانند بسیاری از مدیران دیگر او را وادار به کار بیش‌تر نکردم و با مرخصی‌های او به واسطه‌ی نگاه به تولید بیش‌تر و به تعویق نیافتادن کار مخالفت نکردم. من به عنوان یک انسان او را دیدم و وجدانم آسوده است. او برنگشت ولی پیامدی که برای من داشت چون کارگران و عوامل دیگر در جریان بیماری و روند درمان همکارشان و حمایت‌های من بودند نسبت به من وفادارتر شدند و نگاهی که به من داشتند به عنوان یک دوست بود که همواره در تلاش هستند با انجام دادن باکیفیت وظایف خود او را خوشحال کنند این احساس در آن‌ها به وجود آمده بود که یک حمایت‌گر قوی در شرایط سخت دارند و حتی به زبان می‌آوردند که ما با وجود شما احساس آرامش داریم.
تا آن زمان که مدیرعامل آن شرکت بودم کارها به گونه‌ای پیش می‌رفت که حتی وقتی من نبودم و مشکلی در شیفت شب پیش می‌آمد و خط متوقف می‌شد به جای دست کشیدن از کار، خود مشکل را برطرف می‌کردند و بهانه‌ای برای توقف کار یا حضور حتمی من برای رفع مشکل نمی‌آوردند.
آن‌ها به خاطر حمایت و همدردی من با یکی از همکارنشان به من اعتماد کردند و من را دوست داشتند و تنها در تلاش برای خوشحال کردن من بودند».
حال فرض کنید اگر این مدیر، عکس این رفتار را انجام می‌داد چه وضعیتی در آن شرکت حکم‌فرما بود؟

این مقاله را هم بخوانید  رفتار درست در برقراری ارتباط در محیط کار 

توجه به انسان‌ها در هر جایگاه و شغلی که هستند در هر نسبت خانوادگی، دوست و یا رهگذر، اول حال خود ما را خوب می‌کند و این‌که وقتی ما دیگران را همان‌گونه که هستند ببینیم –در بحث احترام در مقاله ی عوامل ارتباط موثر به آن پرداختم نه کاری که باید برای ما انجام دهند اعتماد و وفاداری آن‌ها را نسبت به خودمان بدون هیچ وعده و شعاری به‌دست می‌آوریم و در روابط کاری کارمند به واسطه‌ی علاقه‌ی به ما، کار خود را به بهترین شکل انجام می‌دهد نه بر حسب اجبار. به همین نسبت، کیفیت کار چون به خاطر رضایت است بالا می‌رود. بنابراین ارتباط مؤثر و مولفه‌های آن را نادیده نگیریم و انسانیت را منشأ همه‌ی روابط خود قرار دهیم، مسلما ضرر نخواهیم کرد.

تشکر از اینکه دقایقی را همراه من ،در سایت هستید و ممنون می شوم اگر نظر خود را در مورد این مقاله برای من بنویسید .

“دوستتان دارم”

…بدرود…

به امید اینکه دنیا را کمی بیش تر از آنجه تحویل گرفته ایم ،تحویل دهیم

 

 

رضوان ملکی
رضوان ملکی
مهندس رضوان ملکی ، مدیر عامل شرکت صادراتی یوتاب تجارت ؛ مدرس مهارت های ارتباطی و آداب معاشرت تجاری و سازمانی...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ثبت نام شما با موفقیت انجام شد.
همین الان اولین درس دوره رایگان به ایمیل شما ارسال شد!